
خسته ام خسته / خسته از هم چیزو همه کس / خسته از هرچه نیست و هست
خسته ام از تو که نیستی و خسته از خود که هستم / خسته ام / خسته از نموندن و رفتنت
خسته از نبودن تو و آواز بی کسی/ خسته از لحظه ها که پر از روی برگشتن توست
خسته از امید که هیچ وقت مرحمی بر روی دل پر دردم نبود / از همه چیزو همه کس خسته ام
حتی از زمستون که همیشه قلب یخی تورو به یاد من میاره
و حکایت دستای سرد و چهره بی روح تورو برای من بازگو میکنه
خسته از چشای ابری و گرفته که حتی یه قطره هم برای باریدن نداره
خسته از رویاهایی که دیگه طلایی نیستن / خسته از محبتی که هیچوقت صادق نبود
خسته از غریبه ای که هیچوقت آشنا نشد
نوشته شده توسط لیلا در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ساعت 17:26 |
لینک ثابت |